کاربر میهمان، به سايت انجمن قلب و عروق و تنفس ايران خوش آمدید
 

عنوان خبر :  شتاب "مرگ قلبى" در ايران! مهر

منبع خبر :  گویا نیوز

شرح خبر :  خبرگزارى مهر - گروه اجتماعى: نتايج بررسى ها نشان مى دهد كه سن بيماران قلبى و عروقى در جهان و ايران، به علت شتاب در مسير زندگى ماشينى؛ به سرعت در حال افزايش است و مى بايست از همين امروز تدابيرى انديشيد تا مانع از كاهش سن "مرگ قلبى" در كشور شد. به گزارش خبرنگار مهر، دوم مهر برابر با ۲۴ سپتامبر، روز جهانى قلب نامگذارى شده است تا بهانه اى باشد براى پرداختن به وضعيت بيماريهاى قلبى و عروقى كه متاسفانه بيشترين علت مرگ و ميرها را به خود اختصاص داده است. به طورى كه در سال ۱۹۱۰، ۱۰ درصد مرگ و ميرها در دنيا به علت بيماريهاى قلبى و عروقى بوده است اما اين وضعيت در سال ۲۰۰۰ به ۵۰ درصد رسيد و پيش بينى شده است اين آمار در سال ۲۰۲۰ به ۷۵ درصد مرگ و ميرهاى شايع در جهان برسد. كلانشهر تهران، همواره با مشكلات زيادى دست و پنجه نرم مى كند كه آمار بالاى مرگ و مير به علت بيماريهاى قلب نيز، از جمله مواردى است كه نمى توان نسبت به آن بى اعتنا بود. اين مهم را مى توان در آمار سازمان بهشت زهرا (س) نيز جستجو كرد و متوجه شد كه بر اساس آخرين آمار از مرگ و مير در تهران كه از سوى سازمان بهشت زهرا (س) اعلام شده است، ايست قلبى با ۸۷/۹ درصد، همچنان شايع ترين علت فوت تهرانى ها است. دكتر محمود الله وردى، جراح و متخصص قلب و عروق مى گويد: بروز ايست قلبى تا سن‌ ۴۵ سالگى‌ در مردان‌ بيش‌ از زنان‌ است اما پس‌ از آن‌ برابر است‌. وى، ايست قلبى را حالتى عنوان مى كند كه طى آن ضربان قلب كاملا از بين مى ‌رود. الله وردى توضيح مى دهد: ايست تنفسى اوليه ظرف دقايقى كوتاه باعث ايست قلبى مى ‌شود و ايست قلبى اوليه نيز به سرعت به ايست تنفسى مى ‌انجامد. تاخير در درمان‌ حتى‌ براى ۳ تا ۵ دقيقه‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ مرگ‌ يا آسيب‌ دائمى‌ مغز شود. به گفته اين جراح و متخصص قلب و عروق؛ استرس، ديابت‌ شيرين‌، مصرف‌ برخى داروها كه ريتم‌ قلب‌ را دچار اختلال‌ مى كند، ادرارآورها كه مى‌ تواند باعث‌ كاهش‌ پتاسيم‌ خون شود، آدرنالين يا هر دارويى‌ كه‌ فشار خون‌ را در يك‌ بيمار قلبى‌ افزايش‌ دهد، از عوامل‌ افزايش ‌دهنده‌ خطر ايست قلبى هستند. بيماريهاى قلبى و عروقى، بيشتر در كشورهاى در حال توسعه رخ مى دهد و از هر دو مرگ، يكى به خاطر بيماريهاى قلبى است. ۳۵ درصد جمعيت در كشورهاى در حال توسعه و صنعتى از فشار خون بالا كه يك فاكتور مهم در حوادث عروق قلب و مغز است، در رنج بوده و متاسفانه ۲۵ درصد آنان از بيمارى خود بى اطلاع هستند و ۵۰ درصد مبتلايان هرگز درمان صحيح نشده اند. دكتر رضا قلمقاش، رئيس انجمن توانبخشى قلب و عروق و تنفس ايران با اشاره به كاهش سن ابتلا به بيماريهاى قلبى و عروقى، نسبت به عدم توجه جامعه نسبت به اين وضعيت، منتقد است و مى گويد: نحوه زندگى مردم به عنوان مهم ترين عامل تشديد بيماريهاى قلبى و عروقى در كشور، تلقى مى شود. وى؛ از سيگار، كم تحركى، چربى و چاقى و همچنين استرس، به عنوان عوامل تشديد بيماريهاى قلبى و عروقى نام مى برد و مى افزايد: فرهنگ توجه به بيماريها و نگرانى هايى كه از جهت افزايش آنها وجود دارد، در جامعه نهادينه نشده است. قلمقاش مى گويد: متاسفانه در بحث پيشگيرى از ابتلا به بيماريها نيز ضعيف هستيم و همواره منتظر مى مانيم تا بيمار شويم و بعد به فكر درمان مى افتيم. رئيس انجمن توانبخشى قلب و عروق و تنفس ايران نسبت به بالا رفتن سهم ۵۰ درصدى ابتلا به بيماريهاى قلبى در كشور هشدار مى دهد و مى افزايد: متاسفانه ادامه چنين روندى، باعث خواهد شد كه بزودى با بحران كاهش سن بيماران قلبى مواجه شويم. دكتر رشيد رمضانى، معاون بيماريهاى غيرواگير مركز مديريت بيمارى هاى وزارت بهداشت مى گويد: در ايران، از هر ۱۰۰ هزار مورد بيمارى قلبى عروقى، ۱۶۷ مورد منجر به مرگ شده كه بايد علاوه بر كاهش اين آمار براى جلوگيرى از روند رو به افزايش آن در سالهاى بعد جلوگيرى كرد. وى با بيان اينكه نوع بيماريهايى كه امروزه افراد را در معرض خطر قرار مى ‌دهد نسبت به چند دهه گذشته متفاوت شده است، مى گويد: امروزه خطرات ناشى از بيماريهاى غيرواگير (بيماريهاى مزمن) جايگزين بيماريهاى عفونى و عوارض ناشى از آن شده و به همين دليل اولويت درمانى كشور بر كنترل اين بيماريها قرار گرفته است. رمضانى، از سرطان ها، ديابت، بيماريهاى قلبى عروقى و سكته‌ هاى مغزى و قلبى، به عنوان شايع ترين بيماريهاى غيرواگير يا مزمن نام مى برد و مى افزايد: تغذيه ناسالم و افزايش وزن، خطر بيماريهاى عروق كرونر و عروق تنظيم كننده قلب را بيشتر مى كند. دكتر رضا قلمقاش، رئيس انجمن توانبخشى قلب و عروق و تنفس ايران با تاكيد بر اينكه بيمارى قلبى، فرد را در سن بارورى اقتصادى معلول مى كند، مى افزايد: در سالهاى دور، اهداف درمان فقط كاهش ميزان مرگ و مير بود اما امروزه درمانها فقط به دفع بيمارى ختم نمى شود و افزايش بهبهود كيفيت زندگى مردم، نكته اى است كه به آن توجه مى شود. وى با اشاره به عوارض ناشى از بيماريهاى قلبى و عروقى كه مدام در حال افزايش است، مى گويد: اگر بخواهيم رويكردى جامع از درمان داشته باشيم، بايد چهار جنبه جسمى، روحى، اجتماعى و معنوى را مدنظر قرار دهيم. زيرا، بيمارى قلبى علاوه بر اينكه جسم را معلول مى كند، باعث مى شود فرد دچار افسردگى شده و روحيات برهم ريخته اى داشته باشد. رئيس انجمن توانبخشى قلب و عروق و تنفس ايران همچنين به مسائل معنوى كه در اثر بيمارى، فرد را درگير مى ساز، اشاره مى كند و مى افزايد: فاكتورهاى بسيار مهمى در كيفيت زندگى وابسته به سلامت دخيل است كه مهم ترين آن، اين است كه فرد بايد بتواند زندگى روزمره خود را با كمترين محدوديت انجام دهد. وى ادامه مى دهد: در واقع، بازتوانى به دنبال فراهم آوردن امكان زندگى روزمره در سطح توقعات فرد، با حداقل محدوديت هاى فيزيكى و روحى است كه از آن به عنوان "زندگى با كيفيت" ياد مى كنيم. رئيس انجمن توانبخشى قلب و عروق و تنفس ايران تاكيد دارد كه بازتوانى مى تواند از وقوع ۲۶درصد مرگ و ميرها بر اثر بيماريهاى قلبى، جلوگيرى كند. همچنين؛ انجام بازتوانى مى تواند تا ۲۱ درصد از رخداد سكته در بيماران قلبى جلوگيرى كند كه اگر بخواهيم نگاهى به عوارض و هزينه هاى ناشى از سكته در بيماران قلبى داشته باشيم، متوجه اهميت بازتوانى خواهيم شد. به گفته وى؛ با انجام توانبخشى قلبى و بازتوانى تنفسى، مى توان تا ۱۳ درصد از انجام عمل جراحى و تا ۱۹ درصد از نياز بيماران قلبى و عروقى به انجام آنژيوگرافى جلوگيرى كند.


عنوان خبر :  شتاب مرگ قلبی در ایران

منبع خبر :  ایران پرس نیوز

شرح خبر :  نتایج بررسی ها نشان می دهد که سن بیماران قلبی و عروقی در جهان و ایران، به علت شتاب در مسیر زندگی ماشینی؛ به سرعت در حال افزایش است و می بایست از همین امروز تدابیری اندیشید تا مانع از کاهش سن "مرگ قلبی" در کشور شد. به گزارش مهر، دوم مهر برابر با 24 سپتامبر، روز جهانی قلب نامگذاری شده است تا بهانه ای باشد برای پرداختن به وضعیت بیماریهای قلبی و عروقی که متاسفانه بیشترین علت مرگ و میرها را به خود اختصاص داده است. به طوری که در سال 1910، 10 درصد مرگ و میرها در دنیا به علت بیماریهای قلبی و عروقی بوده است اما این وضعیت در سال 2000 به 50 درصد رسید و پیش بینی شده است این آمار در سال 2020 به 75 درصد مرگ و میرهای شایع در جهان برسد. کلانشهر تهران، همواره با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کند که آمار بالای مرگ و میر به علت بیماریهای قلب نیز، از جمله مواردی است که نمی توان نسبت به آن بی اعتنا بود. این مهم را می توان در آمار سازمان بهشت زهرا (س) نیز جستجو کرد و متوجه شد که بر اساس آخرین آمار از مرگ و میر در تهران که از سوی سازمان بهشت زهرا (س) اعلام شده است، ایست قلبی با 87/9 درصد، همچنان شایع ترین علت فوت تهرانی ها است. دکتر محمود الله وردی، جراح و متخصص قلب و عروق می گوید: بروز ایست قلبی تا سن‌ 45 سالگی‌ در مردان‌ بیش‌ از زنان‌ است اما پس‌ از آن‌ برابر است‌. وی، ایست قلبی را حالتی عنوان می کند که طی آن ضربان قلب کاملا از بین می ‌رود. الله وردی توضیح می دهد: ایست تنفسی اولیه ظرف دقایقی کوتاه باعث ایست قلبی می ‌شود و ایست قلبی اولیه نیز به سرعت به ایست تنفسی می ‌انجامد. تاخیر در درمان‌ حتی‌ برای 3 تا 5 دقیقه‌ ممکن‌ است‌ باعث‌ مرگ‌ یا آسیب‌ دائمی‌ مغز شود. به گفته این جراح و متخصص قلب و عروق؛ استرس، دیابت‌ شیرین‌، مصرف‌ برخی داروها که ریتم‌ قلب‌ را دچار اختلال‌ می کند، ادرارآورها که می‌ تواند باعث‌ کاهش‌ پتاسیم‌ خون شود، آدرنالین یا هر دارویی‌ که‌ فشار خون‌ را در یک‌ بیمار قلبی‌ افزایش‌ دهد، از عوامل‌ افزایش ‌دهنده‌ خطر ایست قلبی هستند. بیماریهای قلبی و عروقی، بیشتر در کشورهای در حال توسعه رخ می دهد و از هر دو مرگ، یکی به خاطر بیماریهای قلبی است. 35 درصد جمعیت در کشورهای در حال توسعه و صنعتی از فشار خون بالا که یک فاکتور مهم در حوادث عروق قلب و مغز است، در رنج بوده و متاسفانه 25 درصد آنان از بیماری خود بی اطلاع هستند و 50 درصد مبتلایان هرگز درمان صحیح نشده اند. دکتر رضا قلمقاش، رئیس انجمن توانبخشی قلب و عروق و تنفس ایران با اشاره به کاهش سن ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی، نسبت به عدم توجه جامعه نسبت به این وضعیت، منتقد است و می گوید: نحوه زندگی مردم به عنوان مهم ترین عامل تشدید بیماریهای قلبی و عروقی در کشور، تلقی می شود. وی؛ از سیگار، کم تحرکی، چربی و چاقی و همچنین استرس، به عنوان عوامل تشدید بیماریهای قلبی و عروقی نام می برد و می افزاید: فرهنگ توجه به بیماریها و نگرانی هایی که از جهت افزایش آنها وجود دارد، در جامعه نهادینه نشده است. قلمقاش می گوید: متاسفانه در بحث پیشگیری از ابتلا به بیماریها نیز ضعیف هستیم و همواره منتظر می مانیم تا بیمار شویم و بعد به فکر درمان می افتیم. رئیس انجمن توانبخشی قلب و عروق و تنفس ایران نسبت به بالا رفتن سهم 50 درصدی ابتلا به بیماریهای قلبی در کشور هشدار می دهد و می افزاید: متاسفانه ادامه چنین روندی، باعث خواهد شد که بزودی با بحران کاهش سن بیماران قلبی مواجه شویم. دکتر رشید رمضانی، معاون بیماریهای غیرواگیر مرکز مدیریت بیماری های وزارت بهداشت می گوید: در ایران، از هر 100 هزار مورد بیماری قلبی عروقی، 167 مورد منجر به مرگ شده که باید علاوه بر کاهش این آمار برای جلوگیری از روند رو به افزایش آن در سالهای بعد جلوگیری کرد. وی با بیان اینکه نوع بیماریهایی که امروزه افراد را در معرض خطر قرار می ‌دهد نسبت به چند دهه گذشته متفاوت شده است، می گوید: امروزه خطرات ناشی از بیماریهای غیرواگیر (بیماریهای مزمن) جایگزین بیماریهای عفونی و عوارض ناشی از آن شده و به همین دلیل اولویت درمانی کشور بر کنترل این بیماریها قرار گرفته است. رمضانی، از سرطان ها، دیابت، بیماریهای قلبی عروقی و سکته‌ های مغزی و قلبی، به عنوان شایع ترین بیماریهای غیرواگیر یا مزمن نام می برد و می افزاید: تغذیه ناسالم و افزایش وزن، خطر بیماریهای عروق کرونر و عروق تنظیم کننده قلب را بیشتر می کند. دکتر رضا قلمقاش، رئیس انجمن توانبخشی قلب و عروق و تنفس ایران با تاکید بر اینکه بیماری قلبی، فرد را در سن باروری اقتصادی معلول می کند، می افزاید: در سالهای دور، اهداف درمان فقط کاهش میزان مرگ و میر بود اما امروزه درمانها فقط به دفع بیماری ختم نمی شود و افزایش بهبهود کیفیت زندگی مردم، نکته ای است که به آن توجه می شود. وی با اشاره به عوارض ناشی از بیماریهای قلبی و عروقی که مدام در حال افزایش است، می گوید: اگر بخواهیم رویکردی جامع از درمان داشته باشیم، باید چهار جنبه جسمی، روحی، اجتماعی و معنوی را مدنظر قرار دهیم. زیرا، بیماری قلبی علاوه بر اینکه جسم را معلول می کند، باعث می شود فرد دچار افسردگی شده و روحیات برهم ریخته ای داشته باشد. رئیس انجمن توانبخشی قلب و عروق و تنفس ایران همچنین به مسائل معنوی که در اثر بیماری، فرد را درگیر می ساز، اشاره می کند و می افزاید: فاکتورهای بسیار مهمی در کیفیت زندگی وابسته به سلامت دخیل است که مهم ترین آن، این است که فرد باید بتواند زندگی روزمره خود را با کمترین محدودیت انجام دهد. وی ادامه می دهد: در واقع، بازتوانی به دنبال فراهم آوردن امکان زندگی روزمره در سطح توقعات فرد، با حداقل محدودیت های فیزیکی و روحی است که از آن به عنوان "زندگی با کیفیت" یاد می کنیم. رئیس انجمن توانبخشی قلب و عروق و تنفس ایران تاکید دارد که بازتوانی می تواند از وقوع 26درصد مرگ و میرها بر اثر بیماریهای قلبی، جلوگیری کند. همچنین؛ انجام بازتوانی می تواند تا 21 درصد از رخداد سکته در بیماران قلبی جلوگیری کند که اگر بخواهیم نگاهی به عوارض و هزینه های ناشی از سکته در بیماران قلبی داشته باشیم، متوجه اهمیت بازتوانی خواهیم شد. به گفته وی؛ با انجام توانبخشی قلبی و بازتوانی تنفسی، می توان تا 13 درصد از انجام عمل جراحی و تا 19 درصد از نیاز بیماران قلبی و عروقی به انجام آنژیوگرافی جلوگیری کند.


عنوان خبر :  روز بخير، من يک بيمار قلبي هستم!

منبع خبر :  همشهری

شرح خبر :  تقريبا نيمي از مرگ و مير هاي طبيعي را در دنيا، بيماري‌هاي قلب و عروق تشکيل مي دهد؛ 48 درصد در اروپا، 52 درصد در آمريکا و 50 و چند درصد در ايران. هرچند از ميزان شيوع اين بيماري در کشور درصد دقيقي در دسترس نيست، ولي احتمالا بايستي نيمي از مردم را درگير اين دسته از بيماري‌ها و دارو و درمان مربوطه دانست. سوال اينجاست که مرزبيماري کجاست؟ هركس مي‌تواند بپرسد: آيا من يک بيمار قلبي هستم يا نه؟ براي تشخيص بيماري، نياز به دارو درماني، اکو و تست ورزش و آنژيوگرافي و جراحي دارم يا نه؟ شايد پاسخ به اين سوال‌ها کمي سخت باشد و شايد هم سياسي؛ سياسي يعني مغاير با سياست‌هاي درمانگران و خصوصا داروسازان بزرگ دنيا. روند تصلب شرائين و تنگي عروق براي هر فرد، از بدو تولد او آغاز مي شود و اين سيستم عروقي و يا به عبارتي لوله کشي عظيم، شروع به رسوب‌گذاري مي‌کند؛ مگر در شرايطي بسيار خاص؛ يعني يک روش ايده آلِ زندگي، که نه رسوبي(چربي هاي مضر) در كار باشد و نه فاکتورهاي آسيب رساننده به جدار عروق؛ و اگر هم شرايط تغذيه اي ايده آل نبود، بتوان با تحرک کافي، رسوب را شُست يا روند تکثير عروق را آنقدر تند و سريع کرد که مجالي به کهنه شدن عروق نداد. بنا بر اين تفاسير، در شرايط زندگي نه چندان ايده آل ما ايراني ها بايد توقع داشته باشيم که ناممان را از بدو تولد، در صف بيماران قلبي نوشته باشند! آمارها هم اين موضوع را تاييد مي کنند: 67 درصد ايرانيان کم تحرکند، نيمي از افراد جامعه چاقند يا اضافه وزن دارند، 6/18درصد فشار خون دارند و 3/7درصد بالغين مبتلا به ديابت هستند. ولي آنچه حائز اهميت است، پاسخ اين سوال است که کي نوبت ما مي رسد تا يک برچسب بيمار قلبي بر پيشاني ما بچسبانند و دارو درماني و ساير اقدامات براي ما شروع شود و ديگر آب خوش از گلوي ما پايين نرود؟ قلب‌هاي ايراني آنچه که خوش اقبالي ما ايرانيان را تکميل مي کند آن است که بدانيم ما خيلي حوصله درصف ايستادن را نداريم. ما را همه روزه، آنچنان از مرگ ناگهاني با ايست قلبي مي ترسانند که همگي با تمام سرعت به جلو هجوم مي آوريم. از اين مطب به آن مطب و از اين آزمايشگاه به آن آزمايشگاه، التماس و درخواست براي اينکه کسي به ما بگويد: تو نخواهي مُرد! پس، چه فرصتي از اين مناسب تر؟ «اگر فلان دارو را بخوريد و فلان تست را انجام بدهيد، احتمال وقوعِ مرگ، چند درصد کمتر مي شود.2 هفته ديگر، دوباره به من سر بزن، تا آزمايش را تکرار کنيم و فلان تست و بهمان تست را انجام دهيم و ...» همه اينها براي فرار از مرگ است؛ چرا که بيماري‌هاي قلب و عروق جز دارا بودن رتبه اول در مرگ ومير، در تحميل هزينه هاي اقتصادي مستقيم و غير مستقيم و ناتواني افراد سازنده جامعه نيز رتبه بالايي را داراهستند. هر کس دفترچه بيمه اي را در دست دارد، در اولين فرصت به متخصص و فوق تخصص مراجعه مي کند و موثرترين و حتي گرانترين دارويي را که دفترچه، يا جيب او پاسخگو است، مي طلبد، تا با توسل به آن از مرگ فرار کند. جز هزينه‌هاي مستقيم دارو درماني، تست و آزمايش، بستري شدن ها و حتي درمان‌هاي تهاجمي وغيره، عدم حضور فيزيکي افراد در محل کار يا خانواده و کاهش کيفيت حضور نيز باعث تحميل هزينه هاي غير مستقيم بسيار هنگفتي به جامعه در حال توسعه ما مي شود. تازه وقتي هم به سر کار برويم سعي خواهيم کرد کنار بايستيم، کار شديد نکنيم، حضورموثر و سازنده نداشته باشيم و به عبارتي به يک نيروي درجه 2يا 3 تبديل شويم. در حالي که جامعه در حال توسعه ما فقط به نيرو درجه يک نياز دارد تا با بازارهاي جهاني رقابت کند. به اين ترتيب، نتيجه ادامه اين رويه غلط بهداشتي درماني چيزي نخواهد بود، جز عقب افتادگي روزافزون ما و سعادتمندي شرکت‌هاي بزرگ دارويي و تجهيزاتي در کشور هاي توسعه يافته. در حالي که اصولا حلقه گمشده ماجراي مرگ و مير و ناتواني بيماري‌هاي قلب و عروق در دارو و درمان نيست. بيمار قلبي كيست؟ واقعيت اين است كه مراجعه کننده مراکز قلبي، هنوز بيمار شمرده نمي‌شود که اينقدر تبعات آن را تحمل کند. او فقط Heart Conscious (حساس به قلب) شده است و نيازي جز آرامش و اطمينان خاطر، آن هم از طرف صاحب نظران و پزشکان ندارد. در اين ميان، براي پيش بيني احتمال رخداد حوادث قلبي، معيارهاي مشخصي وجود دارد که افراد با مراجعه به آنها – با کمک پزشک خانواده- مي توانند بدانند که اصلا در صف بيماران قلبي هستند يا نه؟ و آيا لزومي به نگراني و صرف اين همه هزينه مستقيم و غير مستقيم وجود دارد يا خير؟ اگر ما درمانگر دلسوز و کار آموخته اي باشيم و بخواهيم در جهت ارزش‌هاي ملي، انساني و اسلامي عمل کنيم، کافي است تا ضمن تعيين ريسک رخداد حوادث قلبي براي بيمار، او را به اصلاح روشِ زندگي‌اش، به نفع کاهش عوامل خطرزاي بيماري‌هاي قلبي راهنمايي کنيم و به او اطمينان بدهيم که در صورت ايجاد يک نحوه زندگي مناسب، خطري او را تهديد نمي کند. تحرک کافي و حتي زياد، ورزش ، پياده روي، دوچرخه سواري، تنش و استرس معني دار و وابسته به شغل، عدم مصرف بي رويه داروها، دوري از سيگار و اعتياد، رضايتمندي شغلي و در نهايت حذف مفاهيم غلط و دوري از نگراني بي مورد، ما را به يک نيروي مولد و شاداب تبديل خواهدكرد و در کل، از صف بيماران قلبي خارج مي‌کند. بررسي اينکه سياست‌هاي کلان سلامت و جامعه، به چه سمت و سويي است و به چه سمتي خواهد رفت و تا چه حد موفق بوده است، بحث جدايي است، ولي آنچه که مسلم است اين است که فرق بين تحمل در صفِ بيماران قلبي و يک زندگي با کيفيت و خارج از صف انتظار مرگ. از اين‌كه روزي روي تخت آنژيوگرافي قرار بگيريم - که البته تا همانجا نيز معلوم نيست درست راهنمايي شده باشيم- نگرانيم كه واقعا به جراحي نياز داريم يا نه. سر درگميم، خانواده نگرانند، خودمان هم شک مي کنيم، به راستي اين توصيه به خاطر پول بوده يا سلامت ما. بگذريم؛ اگر جواب مثبت به عمل بدهيم که خداحافظ شغل و زندگي، از فردا به يک فرد ناتوان و گوشه گير تبديل خواهيم شد، با هزار جور بايد و نبايد. مگر که به برنامه هاي بازتواني با کيفيت ارجاع شويم که متاسفانه آمار ارجاع در کشورهاي توسعه يافته کمتر از 20درصد است. اگر هم جواب رد به عمل جراحي بدهيم، ديگر هر روز و هر ساعت، با ذهنمان درگير خواهيم بود. جواب هر ناکامي جسمي، روحي و اجتماعي خود را در جراحي نکردن، دنبال مي کنيم و دائما به خود مي گوييم که اگر جراحي کرده بودم اين مشکلات پيش نمي آمد و غيره. از نظر روانشناسان اين ناتواني نيز دست کمي از ناتواني جسمي ندارد. جان كلام اين است: طرح بي‌موقع و ناآگاهانه کانديد شدن براي عمل جراحي يا طي مسير منتهي به جراحي - ويزيت، نوار، اکو، تست، آنژيو و جراحي- خودش موجب ناتواني است؛ ناتواني جسمي، روحي، اجتماعي و معنوي. پس بياييد راه درست را پيشه کنيم و از همين امروز به فكر دردسرهاي آينده باشيم. * رئيس انجمن توانبخشي قلب و عروق و ريه


صفحه قبلي 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11-14  صفحه بعدي